ميرزا محمد على وفا زواره اى
298
تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )
انساب ، مضبوط است . احمد مشار اليه ، به شكرانهء حصول اين تمنّا و وصول اين عطيّهء كبرا ، جميع اقطاع و قرا و املاك موروث و مكتسب كه از حيّز حساب بيرون است و از تخمين و تعيين « 1 » افزون ، وقف بر اولاد امجاد آن بزرگوار نمود 264 و منافع آن را - لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ 265 - مقرّر فرمود كه تاكنون كه از آن تاريخ ، نهصد و بيست و شش سال 266 مىگذرد ، و عدد اولاد طباطبا - ذكورا اناثا - از شش هزار كس ، متجاوز است و به مرور دهور و استيلاى سلاطين جور ، جميع آن موقوفات ، از تصرّف وقف ، خارج گرديده ، مگر سه موضع كه دو دانگ « 2 » مدينة السّادات زوارهء اردستان و ششدانگ جوزدان براآن « 3 » اصفهان و قدرى از قريهء سروشان رويدشتين 267 . هنوز آن « 4 » برقرار است و اين معاملت ، موجب حفظ صحّت اين سلسله والاتبار . چه ، حسب القرار واقف خيريّت مواقف ، متولى اوقاف مزبوره ، بايد مستوفى برقرار بدارد كه هرساله ، در بدايت نوروز فيروز سلطانى ، اسامى متوفّاى سنهء ماضيّه را از ثبت و سررشتهء دفاتر و طواميرى كه دارد ، از جمع قسمت ، خارج و اسامى متولّد همان سال را داخل كند و جمعى مقرّرند كه متولّد و متوفّاى سكنهء بلاد بعيده را ، از قبيل فارس و عراقين و آذربايجان و كرمان و خراسان ، ثبتى معتبر گرفته ، به مستوفى مىرسانند . بدين موجبات ، خروج و دخول ، در اين نسب ، ممتنع است « 5 » و اختلالى كه در ساير انساب محتمل است ، از اين فرقه ، مرتفع . چون در فتنهء چنگيزى ، در قلعهء زواره ، كه از ابنيهء زوارة بن زال است ، متحصّن گرديده بودند ، كه هنوز اكثر سادات طباطبايى ، در آن بلده ، سكنا دارند ، لهذا به سادات زواره اشتهار يافتهاند 268 و هميشه به مقتضاى گوهر جليل و اصل اصيل ، علماى دانشمند و فضلاى سعادت پيوند ، در اين سلسلهء عليّه بودهاند . و به رونق ملّت احمدى و ترويج شريعت محمّدى افزودهاند . چنانچه در اين اعصار سعادت آثار ، وسادهء شريعت مطهّره مزيّن بود به وجود « 6 » عالم ربّانى و عارف يزدانى ، آقا سيّد مهدى طباطبايى ، كه مسلّم جميع فرق و مبيّن باطل و حق بود و همچنين ساحات اسلام ، منوّر بود به نور جمال آفتاب مثال سيّد المجتهدين ، سيّد المحققين ، آقا سيّد على و خلف الصّدق جنابش ، رخشنده كوكب سپهر فضل و فقاهت و بلند اختر برج علم و نباهت ، آقا سيّد محمّد - اعلى اللّه مقامهم و جعل الجنّة منامهم - و قس على هذا ، اكثر سادات دارالسّلطنهء تبريز و دارالعبادهء يزد كه از اين سلسلهء جليلهاند ، از مشاهير علماى عصر و فقهاى دهرند و در زواره نيز جمعى از فضلا بوده و هستند كه از معارف سركار
--> ( 1 ) - تعيين و تخمين ( 2 ) - دانگ از ( 3 ) - بلوك براآن ( 4 ) - ( ندارد ) ( 5 ) - ( ندارد ) ( 6 ) - وجود ذى جود